پست ثابت

 

نوشته شده توسط:پانیا

ابی تر از انم که بی رنگ بمیرم

                                        از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم


من امده بودم که تا مرز رسیدن

                                       همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم


تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم

                                        شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم


یه روز

 

نوشته شده توسط:پانیا

یه روزی همه ی زخمهای زندگی خوب میشه....
اما بعضی حرفا هیچوقت فراموش نمیشه... 
نه که چون حرفه تلخه، نه ؛
چون کسی بهت میگه که انتظارشو نداشتی...
رفتار بعضی از آدما هیچوقت از ذهنت پاک نمیشه 
شاید اون رفتار از نظر خیلیا،بد نباشه اما فقط خودتویی 
که میفهمی چقدر به خاطر رفتارش داغون شدی...
بعضی وقتا باید سکوت کنی و فقط به خاطر خودت پیگیر چیزی نشی
اما هیچوقتم یادت نمیره که چی بهت گذشت تا " گذشت " 
بعضیا رو نباید هیچوقت ببخشی


قهوه ی سرد اقای نویسنده

 

نوشته شده توسط:پانیا

Related imageعاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو تو یه کافه شلوغ می‌مونه! 

اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی

 و از همه صداها بگذری و نشنویشون، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه،

 صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد....!


تولدت مبارک

 

نوشته شده توسط:پانیا

Image result for ‫دوست عزیزم تولدت مبارک‬‎قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم
زمین در انتظار تولد یک برگ ، من در حال شمارش معکوس
صفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز است . . .
تولدت مبارک مهربانم


گل

 

نوشته شده توسط:پانیا

دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند
اما هیچ کس فکر نکرد
که شاید من یک گل را کاشته باشم.....


سیمین بهبهانی

 

نوشته شده توسط:پانیا

زیادی خوب بودن، خوب نیست...

زیادی که خوب باشی دیده نمی شوی ...

می شوی مثل شیشه ای تمیز...

کسی شیشه ی تمیز را نمی بیند...

همه به جای شیشه، منظره ی بیرون را می بینند....

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد...

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد...

همه آنرا می بینند...

همه سعی می کنند تمیزش کنند...

زیادی خوب بودن خوب نیست...

زیادی که خوب باشی شکننده تر می شوی....

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر می دارد...

می شکند...

تکه های شکسته را در دستانت می گیری...

نگاه می کنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت...

زیادی خوب بودن، خوب نیست...

زیادی که خوب باشی، به زیادی خوب بودنت عادت می کنند!

آنوقت کافیست کمی بد شوی...

همه گمان می کنند زیادی بدی...



یادت باشد

 

نوشته شده توسط:پانیا

هیچ وقت یه سوال رو واسه کسی تکرار نکن

مگه وقتی که مطمئن باشی که طرف گوشاش سنگینه

چون در غیر این صورت 

طرف داره فکر می کنه چه خزعبلاتی تحویلت بده

اگه می خواست راستشو بگه قطعا همون اول می گفت


قهوه ی سرد اقای نویسنده

 

نوشته شده توسط:پانیا

بهم گفت: «تا حالا شكار رفتی؟» گفتم: «نه»
 
گفت: «من قبلا می‌رفتم، ولی دیگه نمی‌رم، 

آخرین باری كه شكار رفتم، شكار گوزن بود، 

خیلی گشتم یه گوزن پیدا كردم. من بهش شلیك كردم، 

درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت،
 
نفس می‌كشید و با چشم‌هاش التماس می‌كرد،

 زیباییش مسخم كرده بود، حس كردم كه می‌تونه دوست خوبی واسم باشه،

 می‌تونستم نزدیك خونه یه جای دنج واسه‌ش درست كنم. 

اما خوب كه فكر كردم فهمیدم كه این‌جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه 

و هر وقت من رو ببینه یاد بلایی می‌افته كه سرش آوردم، 

از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی كه می‌تونم در حقش بكنم 

اینه كه یه گلوله صاف تو قلبش شلیك كنم.»

 بعدش گفت: «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با كسی كه بدجور زخیمش كردی دوست باشی.»


رجبعلی خیاط

 

نوشته شده توسط:پانیا

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:
بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، 
خمش می‌کنی...
هر چه خم شود.. خالی تر می‌شود...
اگر کاملا رو به زمین گرفته شود ..سریع تر خالی می‌شود..
دل آدم هم همین طور است،
گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه، از حرف‌ها 
و طعنه‌های دیگران...
پس سجده کن تا دلت از غصه ها خالیشود


آیریلیق

 

نوشته شده توسط:پانیا

فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرم      از فکر تو شب‌ها خوابم نمی‌برد

 

بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم   نمی‌توانم این فکر را از سرم بیرون کنم


نئینه ییم که سنه چاتا بیلمیرم   چه کنم که نمی‌توانم به تو برسم

آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق    جدایی، جدایی، امان از جدایی

هر بیر درد دن اولار یامان آیریلیق    از هر دردی بدتر جدایی


اوزوندور هیجرین دن قارا گئجلر   در هجر تو سیاه و درازند شب‌ها

بیلمیرم من گئدیم هارا گئجه لر   نمیدونم کجا برم من شب‌ها

ووروبدور قلبیمه یارا گئجه لر        قلب مرا زخمی کرده شب‌ها

آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق      جدایی، جدایی، امان از جدایی

هر بیر درد دن اولار یامان آیریلیق   از هر دردی بدتر جدایی



شطرنج

 

نوشته شده توسط:پانیا

همیشه وقتی تنهایی و می خوای خودتو سرگرم کنی 

برو سراغ تخته نرد یا منچ و با شانست بازی کن

اما اگه می خوای از خودت چیزی یاد بگیری 

خودت رو به چالش بکش و بشین و با خودت شطرنج بازی کن

اینجا شانسی در کار نیست...

باید با فکر بازی کنی...

باید با تضاد ها کلنجار بری...

باید اشتباهاتت رو پیدا کنی...

و از اون ها موفقیت بسازی و دوباره تکرارشون نکنی

فقط یادت باشه تو نه صاحب مهره های سفیدی نه سیاه

ولی دست به هر مهره ای که بزنی باید برنده ی بازی باشه


بزرگ شدن

 

نوشته شده توسط:پانیا

وقتی ادم بزرگ بشه

اگه کسی رو دوست داشته باشه

اون دوست داشتن خیلی ارزشمند میشه

منظور من از بزرگ شدن بالا رفتن سن نیست

این فهمیدنه که انسان ها رو بزرگ میکنه

و کسی که تنها میمونه و فکر میکنه بزرگ میشه

کسی که سفر میکنه بزرگ میشه

کسی که با ادمهای بزرگ حرف می زنه و
 سعی می کنه اونا رو درک کنه بزرگ میشه

پس کسایی که زیاد کتاب میخونن می تونن  ادمای بزرگی بشن


نامهربانان

 

نوشته شده توسط:پانیا

هستمان نیست میشود 

در چشم به هم زدنی

زمین گرد است

مرگ انکار ناپذیر

و فراموشی نزدیک تر از همیشه به انسان.......

چه  جرعتی دارند انان که نامهربانند


سهراب سپهری

 

نوشته شده توسط:پانیا

زندگی جیره مختصری‌ست،
هم چون یک فنجان چای و در کنارش عشق هم‌چون یک حبه قند
زندگی را با عشق نوش جان باید کرد . . .



کاش زمان نمی گذشت.......

 

نوشته شده توسط:پانیا

زمان گذشت !
ما “خیلی چیزها” به دست آوردیم
و چیزهای باارزش رو از دست دادیم !
سادگی‌هارو، بوی عطر چای صبح‌ خونه مادربزرگ،
نعلبکی‌های گل‌دارِ شیک رو،
کاش زمان نمی‌گذشت . . .


خدا

 

نوشته شده توسط:پانیا

(gol)

  • تعداد کل صفحات:4 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4