تبلیغات
اسمانی

اسمانی

اسمانی
ابی تر از انم که بی رنگ بمیرم

                                        از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم


من امده بودم که تا مرز رسیدن

                                       همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم


تقصیر کسی نیست که این گونه غریبم

                                        شاید خدا خواست که دلتنگ بمیرم


تاریخ : یکشنبه 1 مرداد 1396 | 05:57 ب.ظ | نویسنده : پانیا | نظرات
یادت باشد ... دلت که شکست سرت را بالا بگیری

تلافی نکن...شرمگین نباش...فریاد نزن

حواست باشه دلی که شکسته گوشه هایش تیز است 

مبادا دل و دست ادمی را که روزی دلدارت بوده زخمی کنی

مبادا فراموش کنی که روزی شادیش ارزویت بود

صبور باش و ساکت...بغضت را پنهان کن...رنجت را پنهان تر....


تاریخ : سه شنبه 10 مرداد 1396 | 11:38 ق.ظ | نویسنده : پانیا | نظرات
سخت است شکستن کسی که یک عمر به خاطر نشکستنش خودت را شکسته باشی...! 
این بار چه فرقی می کند که شکستن او را به شکستن خودت ترجیح می دهی؟!
شاید تو ظالم تر شده ای! یا می خواهی خودت را ظالم تر کنی!
نه نمی شود تویی که دل رحم ترین ادم روی زمین هستی 
چطور می توانی تبدیل به یک فرد ظالم شوی که از شکستن عزیزترینش خم به ابرو نمی اورد!؟
شاید دیگر او عزیزت نیست؟شاید دیگر او را دوست نداری؟
نه!نه!مگر می شود کسی عشق اولش را فراموش کند یا اگر ادعا می کنی فراموش کرده ای 
پس چرا بعد از هر پیام دست و پایت می لرزد و 
قلبت مثل پروانه ای در  قفس خود را به در و دیوار می کوبد؟!
چرا او را می شکنی یا چرا دیگر با بهانه های مسخره پیامی برای او نمی فرستی؟
چون نمی خواهی از این بیش تر بشکنی چون نمی خواهی تسلیم کسی شوی 
که دفعه ی قبل تکه های شکسته ی قلبت را تحویلت داده بود آری می ترسی...!
نمی توانی پایلنی خوش برای این داستان تکراری پیش بینی کنی!
باز هم همان اتفاقات تکراری سراغت را میگیرد
دوباره سودای عشق و عاشقیش گل می کند و توی ساده لوح باز هم باور می کنی!
چند وقت می گذرد شاید روز ها شاید هفته ها و شاید ماه ها 
و تو بازهم به بودنش به داشتنش عادت می کنی.
آنوقت است که وقت رفتنش فرا می رسد و باز هم مانند پرستو کوچ می کند و می رود.
و بازم تو می مانی و پیام های بی پاسخ   باز هم شب های بی خوابی
و تو نمی دانی مقصر این داستان کدامتان بود؟
او یا شاید تو یا شاید...
شاید دل ساده لوح تو بود که اجازه داد دوباره بشکنی!
دوباره...



تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 | 12:15 ب.ظ | نویسنده : پانیا | نظرات
اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند ولی مهربان باش

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش

اگر شریف و درستکار باشی فریب میدهند،ولی شریف و درستکار باش

آنچه را در طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش

اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت میکنند ولی شادمان باش

نیکی های درونت را فراموش میکنند ولی نیکوکار باش

بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد

و در نهایت می بینی هر آنچه هست همواره میان "تو و خدا" است نه میان تو و مردم

Image result for ‫منظره‬‎



تاریخ : چهارشنبه 4 مرداد 1396 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : پانیا | نظرات
تعداد کل صفحات : 6 ::      ...   3   4   5   6  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By Slide Skin:.
درباره وبلاگ


نویسندگان

تصویر تصادفی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

دانلود آهنگ