آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون " اُمید "
آدمی را ایستاده نگه دارد !
آموختم که در همه حال
و همه وقت باید عشق ورزید 
حتی در زمان خستگی ، بیماری و یاس . 
آموختم که هیچ چراغی جز حال خوب ، 
امیدی روشن ، برای علاج دل بیچاره نیست 
و هیچ دستی نه آنقدر پایدار و محکم
که دلیل خوشبختی و آرامش باشد . . .! آموختم که جنگیدن همیشگی برای نداشته ها
چشم ها را به روی داشته هایمان می بندد
گاهی باید با خیالی آسوده زندگی کرد 
رها از هر نبردی و شکستی . . .

آموختم که هیچ دارویی ،
نمیتواند همچون "اُمیدوارى"
آدمی را زنده نگه داشته باشد !
زندگی بیاورد ، عشق ببخشد . . .