اسمانی

Related imageعاشق شدن مثل گوش دادن به صدای پیانو تو یه کافه شلوغ می‌مونه! 

اگه بخوای به اون صدای قشنگ گوش کنی، باید چشمهات را ببندی

 و از همه صداها بگذری و نشنویشون، بقیه صداها واست آزار دهنده میشه،

 صدا پچ پچ مردم، صدا خنده ها، گریه ها، صدا به هم خوردن فنجان ها، حتی صدای باد....!

نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن 1396 ساعت 06:29 ق.ظ توسط پانیا نظرات | |

Image result for ‫دوست عزیزم تولدت مبارک‬‎قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم
زمین در انتظار تولد یک برگ ، من در حال شمارش معکوس
صفر همیشه پایان نیست گاهی آغاز پرواز است . . .
تولدت مبارک مهربانم

نوشته شده در پنجشنبه 19 بهمن 1396 ساعت 08:30 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

دستم بوی گل میداد
مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند
اما هیچ کس فکر نکرد
که شاید من یک گل را کاشته باشم.....

نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت 05:49 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

زیادی خوب بودن، خوب نیست...

زیادی که خوب باشی دیده نمی شوی ...

می شوی مثل شیشه ای تمیز...

کسی شیشه ی تمیز را نمی بیند...

همه به جای شیشه، منظره ی بیرون را می بینند....

ولی وقتی شیشه کمی بخار بگیرد...

وقتی کمی منظره ی بیرون را بد نشان دهد...

همه آنرا می بینند...

همه سعی می کنند تمیزش کنند...

زیادی خوب بودن خوب نیست...

زیادی که خوب باشی شکننده تر می شوی....

با هر قدرناشناسی دلت ترک بر می دارد...

می شکند...

تکه های شکسته را در دستانت می گیری...

نگاه می کنی به نتیجه ی زیادی خوب بودنت...

زیادی خوب بودن، خوب نیست...

زیادی که خوب باشی، به زیادی خوب بودنت عادت می کنند!

آنوقت کافیست کمی بد شوی...

همه گمان می کنند زیادی بدی...


نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1396 ساعت 09:48 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

هیچ وقت یه سوال رو واسه کسی تکرار نکن

مگه وقتی که مطمئن باشی که طرف گوشاش سنگینه

چون در غیر این صورت 

طرف داره فکر می کنه چه خزعبلاتی تحویلت بده

اگه می خواست راستشو بگه قطعا همون اول می گفت

نوشته شده در جمعه 13 بهمن 1396 ساعت 06:59 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

بهم گفت: «تا حالا شكار رفتی؟» گفتم: «نه»
 
گفت: «من قبلا می‌رفتم، ولی دیگه نمی‌رم، 

آخرین باری كه شكار رفتم، شكار گوزن بود، 

خیلی گشتم یه گوزن پیدا كردم. من بهش شلیك كردم، 

درست زدم به پاش، وقتی رسیدم بالای سرش هنوز جون داشت،
 
نفس می‌كشید و با چشم‌هاش التماس می‌كرد،

 زیباییش مسخم كرده بود، حس كردم كه می‌تونه دوست خوبی واسم باشه،

 می‌تونستم نزدیك خونه یه جای دنج واسه‌ش درست كنم. 

اما خوب كه فكر كردم فهمیدم كه این‌جوری اون گوزن واسه همیشه لنگ می‌زنه 

و هر وقت من رو ببینه یاد بلایی می‌افته كه سرش آوردم، 

از نگاهش فهمیدم بزرگترین لطفی كه می‌تونم در حقش بكنم 

اینه كه یه گلوله صاف تو قلبش شلیك كنم.»

 بعدش گفت: «تو هیچ‌وقت نمی‌تونی با كسی كه بدجور زخیمش كردی دوست باشی.»

نوشته شده در چهارشنبه 11 بهمن 1396 ساعت 03:01 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:
بطری وقتی پر است و می‌خواهی خالی اش کنی، 
خمش می‌کنی...
هر چه خم شود.. خالی تر می‌شود...
اگر کاملا رو به زمین گرفته شود ..سریع تر خالی می‌شود..
دل آدم هم همین طور است،
گاهی وقت‌ها پر می‌شود از غم، از غصه، از حرف‌ها 
و طعنه‌های دیگران...
پس سجده کن تا دلت از غصه ها خالیشود

نوشته شده در یکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 08:53 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |

فیکریندن گئجه لر یاتا بیلمیرم      از فکر تو شب‌ها خوابم نمی‌برد

 

بو فیکری باشیمدان آتا بیلمیرم   نمی‌توانم این فکر را از سرم بیرون کنم


نئینه ییم که سنه چاتا بیلمیرم   چه کنم که نمی‌توانم به تو برسم

آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق    جدایی، جدایی، امان از جدایی

هر بیر درد دن اولار یامان آیریلیق    از هر دردی بدتر جدایی


اوزوندور هیجرین دن قارا گئجلر   در هجر تو سیاه و درازند شب‌ها

بیلمیرم من گئدیم هارا گئجه لر   نمیدونم کجا برم من شب‌ها

ووروبدور قلبیمه یارا گئجه لر        قلب مرا زخمی کرده شب‌ها

آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق      جدایی، جدایی، امان از جدایی

هر بیر درد دن اولار یامان آیریلیق   از هر دردی بدتر جدایی


نوشته شده در سه شنبه 3 بهمن 1396 ساعت 04:22 ب.ظ توسط پانیا نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت